داشتن فرصتی برای پیروی از افرادی که آخرین بار می میرند دشوار و پاداش آور است.

ما در زمان های عجیبی زندگی می کنیم و در ماه های اخیر تهدیدات همه گیر بر روی ما وجود دارد. ما اکنون وضعیت بهتری داریم و به نظر می رسد لحظه ای بین جنگ در این کشور فاصله است ، اما واضح است که افراد زیادی در سراسر جهان کشته شده اند.

طبیعی است که مردم در چنین شرایطی با مرگ و میر خود روبرو شوند و در اینجا چند نکته جالب مربوط به آن آورده شده است.

برونی ور یک پرستار استرالیایی است که سالها در بخش اورژانس جایی که از آخرین بیماران مراقبت می کرد کار می کرد 12 هفته های زندگی آنها. او خلاصه ای از آنچه مردم هنگام مرگ بیشتر در زندگی می دیدند را بیان کرد. این موضوع چنان مورد توجه قرار گرفت که وی سرانجام کتابی را منتشر کرد به نام پنج تأسف برتر از مرگ. پنج پس لرزه رایج مرده است.

وار در مورد چگونگی شفافیت مردم در آخرین لحظه می نویسد و اینکه چگونه می توانیم از خرد آنها درس بگیریم. او می گوید: “وقتی از این افراد س askedال می شود كه آیا از کاری پشیمان هستند یا كاری متفاوت انجام می دهند ، همان اتفاقات بارها و بارها رخ می دهد”.

در اینجا 5 چیز برتر وجود دارد که مردم بیشتر به دنبال لیست Ware می گردند:

1 .

“این متأسف ترین حسرت بود. وقتی مردم متوجه می شوند که زندگی آنها تقریباً به پایان رسیده است و به گذشته نگاه می کنند ، به راحتی می توان درک کرد که چه تعداد از رویاها محقق نشده اند. اکثر مردم حتی نیمی از رویاهای خود را محقق نکرده اند و در بستر مرگ خود می فهمند که این به دلیل تصمیماتی است که گرفته اند یا نگرفته اند. سلامتی به مردم آزادی می دهد که تعداد کمی از مردم آن را درک می کنند تا اینکه دیگر از آن لذت نمی برند. “

2. کاش خیلی سخت کار نمی کردم

.

“این ناشی از تک تک بیماران مردی است که از آنها پرستاری کردم. آنها جوانان و دوران کودکی فرزندان خود را از دست دادند. زنان همچنین در مورد این پشیمانی صحبت کردند ، اما بیشتر آنها از نسل قدیمی بودند زیرا بسیاری از زنان در خارج کار نکرده اند. همه مردانی که من از آنها پرستاری کردم بسیار ابراز تأسف کردند که وقت زیادی را در محل کار خود گذرانده اند. “

3 کاش شجاعت ابراز احساساتم را پیدا می کردم .

“بسیاری از افراد برای برقراری صلح با دیگران احساسات خود را سرکوب می کنند. در نتیجه ، نیمی از وجود خود را می پذیرد زیرا توانایی بالقوه خود را برآورده نکرد. بسیاری از مردم در اثر تلخی و پشیمانی از این که مردم را گزنده کرده ، به بیماری مبتلا شدند. “

4 کاش رابطه بهتری با دوستانم برقرار می کردم .

“این برای مردم معمول بود که تا آخرین روزهای زندگی خود نمی فهمیدند که دوستان قدیمی چند سال هستند. خیلی ها آنقدر مشغول زندگی خودشان شده بودند که طی این سالها ارتباطشان با دوستان خوب را قطع کردند. پشیمانی عمیق بسیاری برای عدم دادن وقت و مراقبت شایسته به دوستی وجود داشت. همه در بستر مرگ دوستان خود را از دست دادند. “

5 کاش به خودم اجازه می دادم شادتر باشم .

“این به طور شگفت انگیزی معمول بود. بسیاری از مردم تا پایان زندگی خود نمی فهمیدند که خوشبختی یک انتخاب است. آنها در الگوها و عادات قدیمی گیر کرده بودند. قاب به اصطلاح راحتی بیش از حد در زندگی مردم جای گرفت. ترس از تغییر باعث شد مردم خود و دیگران را فریب دهند و خوشبخت شوند ، در حالی که آنها می خواستند از ته قلب بخندند و دوباره در زندگی خود یک بازی داشته باشند. “

این تپانچه اهمیت زندگی را به ما یادآوری می کند و اکنون فرصتی برای جبران خسارت است. زندگی ارزشمند است ، اما بسیار شکننده است.

پشیمانی اصلی شما تاکنون چیست و قرار است به چه چیزی دست یابید یا تغییر دهید قبل از مرگ؟

مقاله تا حدی توسط وب سایت گاردین ترجمه شده و توسط امضا شدگان سبک سازی شده است.

Björn igfeigs.