Eymundur L. Eymundsson

آیموندور L. Eymundsson

من متولد شدم 2008 و ​​دچار استئوآرتریت از 1967. آن سال 1994 مجبور شدم وارد میدان درد در کریستنس در ایجارجوردور شویم که تعویض مفصل ران شماره دو به اندازه کافی موفق نبود. من در آن زمان نمی دانستم که بعد از تمام کمکی که دریافت کرده ام ، زندگی امروز خود را خواهم داشت 1994. در کریستنسی ، من جزوه های مناسبی درباره اضطراب ، اضطراب اجتماعی و افسردگی داشتم. به راحتی می توان گفت در آن زمان من از مبارزه با آرتروز و درد تشکر می کردم. وقتی نوبت به خواندن این جزوه ها رسید ، فهمیدم که درباره A تا Z می خواندم.

بودن 23 ساله بود و دیدن دلایل حس کمتر رفتار مقابله ای بود برای من ارزشمند است تمام حیله هایی که از کودکی با آن تمرین کرده ام امکان کار کردن با من وجود دارد تا بتوانم از تاریکی خارج شوم تا در زندگی شرکت کننده شوم.

به عنوان مثال ، من در جلسه ای که من در آن زندگی می کردم جرات نکردم آپارتمانهای مسکونی مگر اینکه چند آبجو داشته باشم. امروز من رئیس یک انجمن مسکن هستم که در آن من از مشارکت در بیشتر کارهایی که خانواده ام انجام می دادند دوری کردم. در یک مناسبت ، خواهر کوچکترم در حال تعمید دختر بزرگتر خود در کلیسا بود و من جرات نمی کردم در کلیسا شرکت کنم اما چند آبجو نوشیدم تا در مهمانی غسل تعمید شرکت کنم و احساس بدبختی کردم زیرا من آرزو داشتم که در همه چیز شرکت کنم. اما 2008 همان خواهر بود كه دختر كوچك خود را غسل تعميد داد و سپس من به عنوان پدرخوانده در محراب ايستادم و در همه چيز شركت كردم و خوب پيشرفت كردم.

اکنون سال است 2013 و من سال درشت را تأسیس کردم 2013 به همراه افراد خوب و اکنون رئیس هیئت Groafan است ، مکانی که افرادی که با سلامت روانی دست و پنجه نرم می کنند در همان مراحل برای ارتقاء سلامت روانی خود با دیگران دیدار می کنند ، نه برخلاف شریک سرطان آکوریری. من خودم را آموزش داده ام و عضو جامعه هستم و تمام تلاش خود را می کنم تا سکوت را بشکنم تا دیگران به خودشان اعتماد کنند تا از آنها کمک بگیرند. این یک چیز است که بدانیم چه چیزی بر یکی و بعد دیگر تأثیر می گذارد ، انجام است و پیدا کردن پشتیبانی از قبیل مثلاً مهم است. با سرطان مردم به روش های مختلفی می روند اما روشن کردن جامعه و خلاص شدن از شرم می تواند زندگی را رقم بزند و زندگی را نجات دهد.

من خوش شانس بودم که از پریشانی که از کودکی کنترل زندگی من را بر عهده داشت ، زنده بمانم اما کاملاً می توانم بگویم که من از درد و دردهایی که همراه با آرتروز است خسته شده ام. می خواستم مثالهایی را به اشتراک بگذارم که امیدوارم دیگران به شما کمک کنند تا بدانند که در برخورد با زندگی شرمنده نیستید. اگر می خواهید بیشتر بدانید ، مقالات و مصاحبه های امروزی بسیاری وجود دارد که من در سالهای اخیر برای بهبود درک و شکستن سکوت سرشار از پریشانی ذهنی ، در سالهای اخیر انجام داده ام. امیدوارم به دیگران امید بدهم و درشت مکان خوبی باشد که مردم بتوانند به تنهایی کار کنند. اتفاقات خوب به آرامی اتفاق می افتد ، قطره قطره سنگ را پر می کند و خوب است که بجای نیمه خالی بطری را پر کنید.

نویسنده رئیس هیئت مدیره گروفار در آکوریری است.