Hjartaþræðing
کاتتریزاسیون قلب

بعد از یک شب عجیب قبل 02 سالها پیش یک روز جدید در جایی بوجود آمد که قرار بود من از طریق بای پس عروق کرونر عمل کنم. سپس مشخص خواهد شد که وضعیت سد در شریان کرونر چگونه است و شاید وضعیت قلب واضح تر باشد.

در حمله قلبی من یکشنبه آنقدر بدشانس بود که تا روز بعد نخ نخوردم. در عوض ، من حدود 6-7 ساعت پس از بستری شدن در اورژانس ، درمان ترومبولیتیک دریافت کردم.

من دقیقاً نمی دانم که چگونه خوابیده ام و وقتی از خواب بیدار شدم داروی بیشتری به من دادند ، گیج شدم و برای تهیه سناریوی 24 ساعت گذشته مشکل داشتم. من بعد از حمله قلبی از روز قبل خسته شده بودم ، اما هنوز نمی دانستم همه اینها به چه معناست ، من کاملاً متوجه نشده بودم که چه اتفاقی برایم افتاده است.

با این حال ، من می دانستم که شوک بسیار جدی بوده و من بسیار بیمار هستم ، اما نمی توانم آن را در هیچ زمینه ای قرار دهم یا در مقیاس قرار دهم. من بیشتر در کارمندان بخش که با من مهربان بودند و نگران من بودند ، بیشتر دوست داشتم.

در بالین من ترافیک زیادی وجود داشت ، برخی خون می کشیدند ، نوار قلب می گرفتند یا از من س questionsال می کردند. همه منتقد بودند و سعی در مراقبت از من داشتند در حالی که منتظر اعزام من برای پیوند عروق کرونر بودم.

کاتتریزاسیون قلب

وقتی نوبت من شد ، من را در تخت بیمارستان به پایین اتاق نخ کشیدند و من نسبتاً کوچک و بدبخت بودم ، زیرا اطلاعات کمی در مورد وضعیتم داشتم و کاملاً نمی فهمیدم که عروق کرونر بود یا چگونه پیش رفت.

احساس خوبی نداشتم و دائماً در سینه ام احساس درد می کردم. در اتاق نخ با استقبال محیطی روبرو شدم که برایم بیگانه بود و احساس بدی داشتم ، هیجان زده و احساس کردم.

کارمندان دوست داشتنی بودند و سعی کردند با دادن دارو به من زندگی من را تحمل کنند. مضطرب و ترسیده بودم و یکی یکی اشک روی گونه هایم جاری شد. این هنوز یک کمکی بود که پزشکی که روی من قدم گذاشت صدای آرام و راحتی داشت و من کاملاً به او اعتماد کردم و سعی کردم کمی آرام شوم. پرستاری سرم را نوازش کرد ، داروی بیشتری به من داد و این کمک کرد و شاید من هر از گاهی سقوط می کردم.

وقتی نخ تمام شد ، من در کشاله ران که کیسه ای روی آن قرار گرفته بود فشار وارد کردم اما چیز زیادی به خاطر نمی آورم ، احساس بدی داشتم و درد داشتم. وقتی به بند آمدم مقدار زیادی دارو مصرف کردم و نسبتاً سو was تفاهم شده بود. من می دانستم که ، به طور کلی ، وقتی افراد پیوند عروق کرونر دارند ، این کاملاً چشمگیر نیست.

عواقب حمله قلبی

همانطور که روز گذشت ، متخصص پوست به من مراجعه کرد تا درمورد چگونگی سوند زدایی قلب و مشخص شدن رگ خونی دیواره جلوی قلب به من مراجعه کند 1629٪ خیلی بالا مسدود شد به طوری که درمان ترومبولیتیک از روز قبل خیلی م effectiveثر نبوده ، رگ تورم شده بود و یک استنت در آنجا قرار داده شده است.

چند روز آینده برایم سخت بود و مدتها بود که می توانم از این مصیبت خوب شوم و به سختی از روز بعد از نخ کشیدن از رختخواب بلند شدم ، خیلی لجباز شدم. هفته که گذشت ، مشخص شد که آسیب زیادی به دیواره جلوی قلب من وارد شده است ، که خود به من خیلی کم می گوید ، اما نمی تواند خوب باشد. سعی کردم خوش بین باشم ، اما نمی توانم وقایع رخ داده را در هیچ زمینه ای بیان کنم ، و نمی توانم تصور کنم که چه چیزی در پیش است و تأثیرات گسترده ای که سکته قلبی بر زندگی من خواهد گذاشت.

در همان زمان ، من در کارکنان احساس کردم که هنگام تشخیص سکته قلبی ، احساس من در تشخیص و درمان من به شدت اشتباه شده است. این اطمینان خاطر من هر روز به محض روشن شدن آسیب های گسترده و دائمی به عضله قلب ، قوت می گرفت.

کم کم به ذهنم خطور کرد که هیچ چیز مثل قبل نخواهد بود و عدم اطمینان در مورد سلامتی من کامل است.

خاطرات روز بعد از حمله قلبی من در 9 فوریه

Björn Ófeigs.