• تاریخ : ۶ام اسفند ۱۳۹۶
  • موضوع : مطالب سایت
  • نظرات : دیدگاه‌ها برای هروقت کنار سینک ظرفشویی می ایستم بین دست کردن و نکردن دستکش نارنجی بسته هستند

هروقت کنار سینک ظرفشویی می ایستم بین دست کردن و نکردن دستکش نارنجی پلاستیکی مکث می کنم. یه نگاهی به تعداد ظرف ها می کنم و با خودم می گم همین چند تا دونه اس… دستکش نمی خواد که… حالا خوب می دونم که هم پشت سرم روی میز، هم جلوی تلویزیون و همه جا خورده ظرف هایی برای شستن هست… ولی به کارم سرعت می دهم و باز پیش خودم می گم همین دوتا لیوانه، دستکش دست کردن نداره…
به همین سادگیست گول زدن خودم… من زود گول خودم را می خورم…حکایت همه ی ماست… بحث یکبار و ده بار نیست… بحث کار اشتباه انجام دادن و برای انجامش بهانه آوردن است… ساده گول خوردن… ساده گول زدن … این بار اگر گفتم همین دو تا بشقاب است، یک نفر کاش باشد کنارم و گوشم را بپیچاند که هی کجایی خانوووم… زندگی تمام شد با همین دو تا دونه… همین فقط این دفعه… همین با چند بار که چیزی نمیشه… تمامشان را بگذار کنار هم تا ببینی چند بار و چند جا خودت را درست و حسابی گول زدی… کسی هم گوشمان را نپیچاند بالاخره یک روز خودمان می فهمیم… یک روز با دست هایی زخمی !
شب نوشت

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

ارسال دیدگاه جدید

نظرات برای این مطلب بسته شده است.

Sorry, the comment form is closed at this time.

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A
طراحی سایتسئواجاره ویلا و فروش ویلا شمالسرویس و تعمیر کولر گازیاجاره ویلافروش ویلااجاره ویلافروش ویلاویلا شمالویلا زیباکنار