نمایی زیبا از هنگام طلوع آفتاب در سیاه دشت بن رودبار استان گیلان
ارسالی مخاطبان
نمایی زیبا از هنگام طلوع آفتاب در سیاه دشت بن رودبار استان گیلانرئیس کمیته امور بین‌المللی دومای روسیه:

تشکیل کارگروه آمریکایی اروپایی برای اصلاح توافق هسته‌ای ایران، این توافق را تضعیف می‌کند.

تست روانشناسی؛ چقدر برای خودتان و ديگران ارزش قائل هستيد؟

ده کشور با بیشترین نیروی نظامی فرامرزی
سیاسی
تراریوم

گیاهان استفاده شده در این تراریوم
شامل

پپرومیا
گندمی
فتونیا
بگونیا

نسل سوخته (داستان واقعی)
قسمت ۷۷
آقای علیمرادی خودش رو جلو کشید. طوری که دید من و آقای افخم روی هم کمتر شد.
چقدر سخت می گیری به این جوون تا اینجا که تشخیصش قابل تامل بوده.
افخم با همون حالت، نگاهش رو از من گرفت و چرخید سمت علیمرادی.
تصمیم گرفتن در مورد رد یا پذیرش افراد، کار راحتی نیست که خیلی راحت، افراد بی تجربه واردش بشن؛ قصد اهانت به ایشون یا شخص معرف و پذیرنده رو ندارم اما می خوام بدونم چی تو چنته داره.
پام رو به پایه میز کنفرانس تکیه دادم و صندلی رو چرخوندم تا دیدم نسبت به آقای افخم واضح تر بشه.
نفر چهارم شدید حالت عصبی داره، سعی می کنه خودش رو کنترل کنه و این حالت رو پشت خنده هاش و ظاهر شوخ طبعش مخفی می کنه، علی رغم اینکه قدرت برقراری ارتباطش خوبه اما شخصیه که به راحتی کنترلش رو از دست میده.

شما گفتید توی پذیرش به افرادی با دقت نظر بالا نیاز دارید. افرادی که کنترل درونی و موقعیتی داشته باشن افراد عصبی، نه تنها نمی تونن همیشه با دقت بالا کار کنن و در مواقع فشار و بحران هم دچار مشکل میشن. بلکه رفتار آشفته شون، روی شرایط و رفتار بقیه هم تاثیر می گذاره و افراد زیر دست شون رو هم عصبی می کنن.

لبخند عمیقی چهره علیمرادی رو پر کرد و سرش چرخید سمت افخم

آقای افخم چند لحظه صبر کرد، حالت نگاهش عوض شد.
از کجا فهمیدی عصبی بودنش موقعیتی نیست؟ طبیعتا برای مصاحبه اومده و یکی از مصاحبه گرها هم از خودش کوچک تره، فکر نمی کنی قرار گرفتن در چنین حالتی هر کسی رو عصبی می کنه؟ و واکنش خندیدن توی این حالت می تونه طبیعی باشه؟
نمی دونستم، سوالش حقیقیه؟ قصد سنجیدن من رو داره یا فقط می خواد من رو به چالش بکشه؟
حالتش تهاجمی بود و فشار زیادی رو روم وارد می کرد از طرفی چهره اش طوری بود که نمی شد فهمید واقعا به چی داره فکر می کنه.
توی اون لحظات کوتاه مغزم داشت شرایط رو بالا و پایین می کرد و به جواب های مختلف، متناسب با دریافت های مختلفی که داشتم فکر می کرد … که یکی از اون افراد، سکوت کوتاه بین ما رو شکست.
حق با این جوانه من، نفر چهارم رو از قبل می شناسم، باهاش برخورد داشتم. ایشون نه تنها عصبیه که از گفتن هیچ حرف زشتی در قالب کلمات شیک هیچ ابایی نداره ولی چیزی که برام جالبه یه چیز دیگه است.
چرخید سمت من
چطور تونستی اینقدر دقیق همه چیز رو در موردش بفهمی؟
نمی دونستم چی بگم؛ شاید مطالعه زیاد داشتم اما علم من، از خودم نبود، به چهره آدم ها که نگاه می کردم. انگار، چیزی برای مخفی کردن نداشتند.
چند دقیقه بعد، سری بعدی مصاحبه ها شروع شد.

tarke gonah

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

ارسال دیدگاه جدید

نظرات برای این مطلب بسته شده است.

Sorry, the comment form is closed at this time.

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A
طراحی سایتسئواجاره ویلا و فروش ویلا شمالسرویس و تعمیر کولر گازیاجاره ویلافروش ویلااجاره ویلافروش ویلاویلا شمالویلا زیباکنار