افسردگی تأثیر می گذارد هم روح و هم بدن.

افسردگی به عنوان یک بیماری روانی طبقه بندی می شود. با این حال ، اغلب فراموش می شود که افسردگی نیز تأثیر عمده ای بر بدن و عملکردهای آن دارد و از جمله موارد دیگر ، یک عامل خطر برای بیماری های قلبی است. بنابراین ، در صورت وجود افسردگی بسیار مهم است و درمان برای آن بیشتر از مواقع مؤثر نیست.

بیشترین عوامل خطرزای بیماری های قلبی عبارتند از جسمی مانند استعمال سیگار ، سن ، چاقی ، فشار خون بالا و موارد دیگر. با این حال ، تحقیقات نشان می دهد که حداقل یک عامل خطرزا وجود دارد که روانی است و تأثیر کمتری نیز ندارد و آن افسردگی است.

برخی عوامل خطر را نمی توان با هدف کاهش خطر ابتلا به بیماری های قلبی کار کرد ، اما این موارد شامل عواملی مانند جنسیت ، سابقه خانوادگی و سن است. افراد مسن بیشتر در معرض حمله قلبی هستند ، مردان در معرض خطر حمله قلبی زودتر از زنان هستند (اما این خطر تا پایان دوره یائسگی کاهش می یابد) ، و در برخی خانواده ها نسل های زیادی قبل از دهه سی ، چهل یا پنجاه سالگی دچار حمله قلبی شده اند [1].

از طرف دیگر ، عوامل خطر دیگری نیز وجود دارد که می توان برای کاهش تأثیر آنها به خوبی کار کرد. این موارد شامل سیگار کشیدن ، چاقی ، فشار خون بالا / کلسترول ، عدم تحرک و غیره است. این همچنین در مورد افسردگی صدق می کند.

    افسردگی می تواند کیفیت زندگی یک شخص را به طور قابل توجهی مختل کند ، باعث دشواری بزرگی شود و تأثیر قابل توجهی در زندگی روزمره افراد داشته باشد. افسردگی نه تنها از نظر روحی بلکه بر جسمی نیز تأثیر دارد. این واقعیت که افسردگی حفظ یک سبک زندگی سالم را برای فرد دشوار می کند ، خواب خوب در شب ، یک رژیم غذایی مناسب یا ورزش می تواند تأثیر چشمگیری در خطر بیماری و پیشرفت آن داشته باشد. این همچنین در مورد بیماری های قلبی صدق می کند. در ستونی در وب سایت The Sydney Morning Herald ، پائولا گودایر ، که یک تپانچه در رابطه با سلامتی می نویسد ، با استاد گاوین لامبرت در مؤسسه Baker IDI قلب و دیابت صحبت می کند. وی اظهار داشت: افسردگی یک عامل خطر است که باید به اندازه سایر عوامل خطر جدی مورد توجه قرار گیرد ، افسردگی حتی تأثیر بسیار خوبی در خطر بیماری های قلبی و سیگار کشیدن دارد. وی می گوید افسردگی نه تنها یک عامل خطر برای ایجاد افسردگی است بلکه می تواند بر بیماری قلبی موجود نیز تأثیر منفی بگذارد [2].

  • استاد لامبرت می گوید که افسردگی با افزایش تولید هورمون استرس نورآدرنالین ، که دارای پاسخ “مبارزه یا پرواز” است ، تأثیر فیزیولوژیکی بر روی قلب دارد. انجام دادن. اگر بیش از حد زیادی از این هورمون در مدت زمان طولانی وارد رگ ها شود ، می تواند به آنها آسیب برساند. این می تواند رگ های خونی را باریک کند ، همانطور که سیگار کشیدن می تواند باعث انسداد بیشتر آنها شود. همچنین می تواند باعث ایجاد تغییرات دیگری شود که خطر رسوب چربی در رگ ها را افزایش می دهد ، همچنین می تواند التهاب را افزایش دهد که به نوبه خود خطر لخته شدن خون را افزایش می دهد و همچنین می تواند بر افزایش فشار خون تأثیر بگذارد. لامبرت می گوید ، این همه فشار بیشتر بر رگ های خونی نه تنها تأثیر افسردگی است ، بلکه افسردگی همچنین می تواند شانس یک فرد نسبت به سلامتی خود بی تفاوت باشد. سیگار کشیدن ، نوشیدن بیش از حد ، ورزش نکردن ، خوردن غیر بهداشتی و یا دارویی که قرار است از او استفاده کند [2].

  • یک مطالعه انجام شده در نروژ دنبال شد 40. 000 افراد باقیمانده 000 سال ها و بزرگترین مطالعه طولانی مدت است که ارتباط بین افسردگی و بیماری های قلبی را بررسی کرده است. در این دوره در حدود نتایج نشان داد که بین افسردگی و نارسایی قلبی ارتباط وجود دارد. افراد مبتلا به افسردگی خفیف 5٪ احتمال ابتلا به نارسایی قلبی در آینده داشتند. هنگام بروز افسردگی متوسط ​​و شدید ، یا حتی در مورد ، ارتباط حتی بیشتر وجود داشت. ٪ بیشتر از نارسایی قلبی. این مطالعه در نشست سالانه انجمن قلب و عروق اروپا در ماه آوریل ارائه شد 2014 اما در یک ژورنال بررسی نشده منتشر نشده است ، بنابراین مهم است که به عنوان یک پیش نویس اولیه [3] [4] به این نتایج نگاه کنید.

    اگرچه نتایج باید با احتیاط گرفته شود ، اما با این وجود جالب هستند. لیزا توتس گوستاد ، محقق اصلی این تحقیق ، می گوید: رابطه ای که در این تحقیق نشان داده شده به گونه ای کار می کند که هرچه فرد افسرده تر باشد ، احتمال نارسایی قلبی بیشتر می شود. از آنجا که عواملی که اغلب همراه با افسردگی از قبیل عدم تحرک ، سیگار کشیدن ، رژیم غذایی ضعیف و غیره است که می تواند در نتایج تأثیر بگذارد ، تیم تحقیق همچنین در هنگام کنترل همه این عوامل به بررسی تأثیر افسردگی پرداختند تا نقشی نداشته باشند. نتایج. ارتباط بین افسردگی و افزایش خطر نارسایی قلبی علی رغم از بین بردن تأثیر همه این عوامل [3] [4].

      به گفته گوست ، یکی از نظریه هایی که می تواند این رابطه را توضیح دهد این است که افسردگی سطح هورمون های استرس را بالا می برد که به مرور زمان می تواند باعث التهاب و آترواسکلروز شود و این می تواند باعث بیماری های قلبی شود. با این حال ، این رابطه نه واضح است و نه ساده و عوامل دیگر نمی توانند در عوامل مؤثر ، فاکتورهای ژنتیکی و اختلال عملکرد هورمونی در آنها مؤثر باشند. تأثیر هورمونهای استرس می تواند یک عامل اساسی در افسردگی و بیماری های قلبی باشد و بنابراین لزوماً دلیل دیگری نیست. تحقیقات بیشتری برای بررسی بهتر این تئوری مورد نیاز است ، اما هم پروفسور لامبرت و هم لیزا توتس گوستاد در مورد تأثیر هورمونهای استرس در این زمینه صحبت می کنند [3] [4].

        محققان همچنین می خواهند تأكید كنند كه اگرچه نتایج حاکی از پیوند است ، اما نمی توان علت و تأثیر افسردگی و بیماری های قلبی را پیش بینی کرد. حتی ممکن است که افسردگی فقط باعث ایجاد تغییرات خاصی در بدن شود که به نوبه خود خطر ابتلا به بیماری قلبی را افزایش می دهد [3] [4].

          مطابق با وب سایت اداره کل بهداشت رنج می برد از 05 – 12 هزار نفر از افسردگی در ایسلند در هر زمان معین [5]. این نکته را باید در نظر داشته باشید که افسردگی نه تنها باعث ناراحتی بزرگی برای فرد مبتلا می شود بلکه تأثیر بسزایی در سلامت جسمی نیز دارد. بنابراین نمی توان تأکید کافی بر اهمیت مداخله در اسرع وقت ، گرفتن مجدد مجدد مجدد و کمک به معالجه افسردگی در صورت مبارزه با آن انجام داد.

            علائم افسردگی می تواند از جهات مختلفی بروز کند ، اما معمولاً برخی از علائم زیر وجود دارد:

            افسردگی و ناراحتی یا نارضایتی / عدم علاقه به آن که قبلاً لذت می برد.

          • تغییر در الگوهای خواب؛ خوابیدن ، خوابیدن یا خوابیدن مشکل دارید.

          افزایش اشتها یا کاهش اشتها.

        تغییر در تحرک ، کندی یا آشفتگی.

      کمبود انرژی ، خستگی زیاد.

      عدم تمرکز ، مشکل در تفکر و تصمیم گیری.

  • گناه.
  • احساس عدم کفایت.
  • احساس پوچی.

    تحریک ، موضوع کوتاه.

  • کوتاه در اشک.
  • احساس بی ارزشی.

  • عدم ابتکار عمل.
  • انزوای اجتماعی ، علاقه کمی به بودن در بین مردم.
  • افکار مرگ ، افکار خودکشی [6].

    بسیاری از بدن و روح در معرض خطر است و منابع مؤثر زیادی در دسترس است. روان درمانی ثابت کرده است که به ویژه در درمان افسردگی مؤثر است و اگر افسردگی شدید باشد ، روان درمانی و داروهای ضد افسردگی اغلب همراه با نتایج خوب استفاده می شوند.